تبليغاتX
........ خاتمی مردی از تبار باران.....

 

30/2/1388...تنكابن...ساختمان پاستور...

امروز حاميان ميرحسين موسوي دو همايش برگزار كردند.

در ابتدا همايش كميته فرهنگيان شهرستان تنكابن آغاز شد.محوريت اين جلسه بعد از سخنراني، هم انديشي در ارتباط با راههاي افزايش آراي جناب ميرحسين موسوي بود و ارتقائ سطح كيفي تبليغات براي ايشان بود  كه چند تن از فرهنگيان پيشنهادات خود را ارائه كردند.

همايش دوم كه بلافاصله بعد از همايش اولي برگزار شد مخصوص جوانان حامي آقاي موسوي بود.كه در حال و هواي جوانانه و پرشور و اميدواري برگزار شد.ابتداي برنامه حجت الاسلام و المسلمين مرتجائي در سخنراني خود دلايل حمايت از آقاي موسوي را مطرح كردند.

1-حمايت هاي مكرر امام (ره) از ايشان

2.تعامل بسيار خوب رهبري و جناب موسوي

3-حمايت عقلاي جامعه از ايشان

4-نزديكترين فرد در انديشه و فكر به آقاي خاتمي.كه ايشان آقاي موسوي را يك روشنفكر مذهبي و اصلاح طلب و كسي كه كارهايش مبتني بر تعقل هستند معرفي كردند.

5--پايبند به حرفهاي خود مي باشد و كسي تا به حال از آقاي موسوي دروغ نشنيده است.

پس از پايان سخنراني در يك فضاي دوستانه حاضران به بحث و تبادل آراء ‌پرداختند.

نوشته شده توسط سميه در ساعت 21:9 | لینک  | 

 

چقدر اين روزها ما مهم شديم.چقدر اين روزها بزرگان براي ما كمر خم مي كنند و خيلي دوست دارند دست ما را ببوسند.

خب براي ما كه اين چيزها عادي شده.دم دماي انتخابات كه بشود يا اينكه تظاهراتي،حالا ممكن است بيست دو بهمن باشد يا روز قدس يا هر روزي كه تو تقويم قرمز شده ما  مسئول حماسه سازي مي شويم تا موجب گردي چشم دشمنان بشويم.

حالا هم نوبت يك حماسه سازي ديگر است! الان ميزان راي ماست.الان ما بايد اين روزها را كه خيلي تحويلمان را مي گيرند قدر بدانيم.اين روزها تريبون گذاشته اند كه هر چي دل ما خواست بگويي.نه اينكه فكر كنيد باج مي دهند به ما نه اصلا اين وظيفه شرعي ماست،تكليف داريم.

البته ما يك مشكلي داريم و آن هم اين است چون هر از چندگاهي از اين اتفاقات مي افتد و ما مهم مي شويم كاملا طبيعي ست كه يك چيزهايي از خاطرمان برود.پس مسئولان مسئولند كه يادمان بياورند و سعي مي كنند در يك دوره فشرده به ما شعور سياسي تزريق كنند كه مبادا پاي صندوق بدون شعور راي بدهيم.

ما بايد شعور سياسي داشته باشيم تا شعارهاي كانديد ها،را به خوبي هضم كنيم.مگر نمي بينيد استاد دانشگاه توي تلويزيون به ما درس هاي سياسي مي دهد.

ببنيد چقدر براي اين شعور سياسي مايه مي گذارند و برايمان منطقه آزاد دست وپا كردند كه كاملا آزادانه داد بزنيم و وزير علوم هم بگويد كه دانشجويان هر چه مي خواهند بگويد كاري به كارشان نداريم(انگار بايد كاري داشته باشند).ببيند چقدر لطف دارند به ما كه دانشجو جماعت را بازداشت نمي كنند.

ما بايد شعور سياسي داشته باشيم و چشم بدوزيم به آدمهايي كه پشت يك ميز گرد مي نشينند و حرفهاي گنده گنده مي زنند تا ما الفباي تحزب را ياد بگيريم.

نزديك انتخابات رياست جمهوري ست  و ما بايد زود بزرگ شويم تنها راهي هم اين است چون وقت ندارند!بايد اين شعور سياسي را به ما روزي چند بار به تزريق كنند.خسته هم شديم عيبي ندارد بعد از 22 خرداد حالا يك چند روز بيشتر كه هي از ما تشكر ميكنند دوباره ما مي رويم پي كارمان تا هر وقت ديگري كه ما مهم مي شويم.

پ.ن.1...اين كانديداي بي ستاد چه سر كيسه را شل كرده....من هم اگر از اين پول ها دستم مي رسيد حتما به ايشان راي مي دادم.البته ايشان يك ستاد دارند به نام رسانه به اصطلاح ملي...كه در پشت تمام بي طرفي هاي ظاهري اش كاملا واضحانه مي گويد به چه كسي راي بدهيد.و به چه كسي راي ندهيد...كم مانده توي برنامه كودك ها از اين كارها بكنند.مثلا وسط توصيه هاي ننه هري به هري!

نوشته شده توسط سميه در ساعت 21:46 | لینک  | 

همايش اصولگرايان...پنجشنبه...24/2/88

قرار بود اين همايش! در ساعت 15:30 آغاز بشه كه به علت استقبال كم با يك ساعت و نيم تاخير شروع شد.

گزيده از سخنان سركار خانوم!

  • در انتخابات چهار سال پيش امدادهاي فاطمي و ريختن آراي فاطمي به صندوق موجب پيروزي آقاي احمدي نژاد در انتخابات شد(به علت تقارن انتخابات با ايام فاطميه)!ما مي خواهيم راي اسلامي از مردم بگيريم!
  • چهار سال پيش ما از دينداري،ايمان به انقلاب،تمسك به ولايت فقيه كه به پشتوانه تشيع بود شرمنده بوديم چون تفكري بر ما حاكم بود كه همه مباني اعتقادي و ارزشهاي ما را به مبارزه گرفته بود.تفكر سكولار در حاكميت نفوذ پيدا كرده بود كه باعث شرمندگي متدينين شده بود!
  • تخريبي كه عليه من در روزنامه هاي اصلاح طلب مي شود براي تمسخر نوع حجاب من است. چرا بايد عكسهاي من به عنوان سند جرم پخش شود.آنها افكار من را مرتجعانه مي دانند!
  • افتخار مي كنيم كه در يك شهرك كارگري و در بيرون شهر زندگي مي كنيم!
  • عليه دكتر الهام و من برنامه ساختند و در بيست و سي پخش كردند و من بايد از حق خانواده ام حمايت كنم!
  • من هيچگونه وابستگي به دولت ندارم!
  • من افتخار مي كنم كه مرا سرباز ولايت فقیه و سرباز خط مقدم عليه اصلاح طلبي مي دانند!
  • در چهار سال قبل در بلبشويي كه اصلاح طلبان راه انداختند و جوانان را از راه بدر كرده بودند ام اما گفتمان اسلام ناب!!! پيروز شد!
  • مردم در 16 سال ترويج فرهنگ بي ديني دين خود را حفظ كرده اند!
  • در محافل فتنه گر! وعده هاي دروغ به پاي احمدي نژاد  نوشتند!
  • ما نمي گويم احمدي نژاد معصوم است اما دشمنان او روش دشمنان علي (ره) پيش گرفتند!!
  • ايشان عزت و افتخار بين المللي را براي ما به وجود آوردند!!!
  • فشار اقتصادي روي ما نيست...قطعنامه ها فقط كاغذ پاره بودند و به هيچ جا بر نمي خورند!!
  • شغل هايي كه اقاي احمدي نژاد بر عهده اقاي الهام گذاشت مربوط به امور قضايي بود و زير مجموعه وزارت دادگستري.انشالله كه ديگر ايشان وزير دادگستري نشوند!
  • ايشان در پاسخ سوالي در باره نرخ 24 درصدي سود و وعده آقاي احمدي نژاد در پائين آمدن اين نرخ گفتند من كارشناس اقتصادي نيستم و وارد اين مسائل نمي شوم اما ايشان تلاش بيش از حدي در راه كردند كه نگذاشتند اما آقاي احمدي نژاد نرخ سود 18 درصدي را الان به 11 درصد رساندند.. !!!
  • در پاسخ سوالي درباره وام به دانشجويان در سال 84 و بازپس گيري آن گفتند كه زور آقاي احمدي نژاد به هيئت موسس دانشگاه آزاد و آقاي رفسنجاني نمي رسد. !!! اقاي احمدي نژاد گفتند به ايشان فرمودند !در اين زمينه اصرار نكنيد وگرنه در مورد مسئله هسته ايي تلافي مي كنند!!!
  • سوال ديگري درباره بحث ايشان با اقاي رفسنجاني گفتند كه من هيچ بحثي با ايشان نداشتم و هيچ گاه نخواستم با ايشان ديدار كنم!!!
  • هرگاه اصلاح طلبان در انتخاباتي كه مي دانستند راي نمي آورند شركت كردند بر عليه بسيج جبهه گرفتند طوري حرف مي زنند كه انگار اسرائيل و امريكا هستند.!!
  • روش اصلاح طلبان براي كسب راي تبليغات غير ديني و مبتذل براي جذب جوانان است!!
  • چرا احمدي نژاد شعارهاي نفتي خود را فراموش كرده است؟در پاسخ به اين سوال گفتند  اين مسئله را پيراهن عثمان كرده اند احمدي نژاد گفته است پول نفت بايد سر سفره هاي مردم بنشيند!!!!.شعار كروبي اين بود كه ماهي 50 هزار تومن پول مي دهم احمدي نژاد سارق نيست كه از بانك پول بدزدد،او پول نفت را در كشور خرج مي كند!!!
  • ملت ما باطنا مسلمان است و بايد درستشان كنيم ،گشت ارشاد زير نظر رهبري است و هيچ كس نمي تواند اين گشت را بردارد و علم ضد اسلام را بلند كند!!!
  • نقطه ضعف دولت احمدي نژاد مشائي است كه لكه سياهيست بر دامن سفيد اين دولت!!
  • در پاسخ به سوال من! برخلاف نظر رهبر كه دو طرف نبايد به تخريب هم بپردازند چرا روش اصولگراها تخريب اصلاح طلب هاست؟جواب:رهبر گفتند نامزدها نبايد همديگر را تخريب كنند.چه كسي گفته كه ما نمي توانيم؟
  • سوال ديگر من:اصلاح طلبان رقيب شما هستند يا دشمن؟مجري برنامه گفتند البته رقيب ولي ايشان در انتها گفتند دشمن!

پ.ن.1..امروز در مسجد، محل برگزاري همايش يك اتفاقي افتاد.در سوالي كه در باره قيمت مسكن بود گفتند من وزير مسكن نيستم اما سخنگوي دولت گفتند!!!! قيمت مسكن پائين آمده.اما در اين وسط وقتي يه آقايي دراين باره شفاهي سوال مي كرد انتظامات بهش حمله كردند تا جلوش رو بگيرند اما اين فرد عصباني تر شدند و خلاصه يك غوغايي به پا شد كه بيا و ببين.خانوم رجبي فرموند اين كار اصلاح طلب ها هدف دار اين سوالات هدف داره من منتظر اين اتفاق بودم كه خدا رو شكر اتفاق افتاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خانومي كه همراه اين خانوم بودند گفتند اين آقا عقل نداره!!!ما كه از بالا ناظر بوديم.بنده خدا رو داغون كردن و بعد برن پيش خانوم!!!!!!!!!!!!!!!! تا سوالش رو بپرسه....

پ.ن.2..ايشون تو يك سخنراني يك ساعته بيش ار پنج بار اسم جناب آقاي الهام رو آوردند كه انگار ايشون نامزد شدن!

پ.ن.3..ايشون كلا اصلاح طلبان رو از دين خارج و دشمن ايران و سرسپرده غرب معرفي كردند...

نوشته شده توسط سميه در ساعت 22:30 | لینک  | 

خيلي وقت بود مي خواستم درباره سال اصلاح الگوي مصرف مطلبي رو بنويسم و مطالب خيلي از دوستان رو درباره اين باره مطالعه كردم و حالا به اين نتيجه رسيدم كه نظر خودم رو در اين باره بگم.

...........................

رهبر انقلاب با يك ابتكار خيلي جالب هر سال جديد رو با هدف خاصي نامگذاري مي كنند.در سالهاي ابتدايي به خاطر مناسب هاي مذهبي به نام ائمه اطهار و پيامبر سال گذشته سال نوآوري و شكوفايي و امسال هم سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شد.

انتخاب سال 88 به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف بسيار به جا و منطقي بود.از هيچ كس پوشيده نيست كه مردم ما چقدر مصرف گرا هستند.اون هم در كشوري كه سن انقلابش سی ساله و 8سال جنگ رو پشت سر گذاشت.مردمي كه يكي از دلايل انقلابشون تضاد طبقاتي وحشتناك قبل از انقلاب بود.طبقه اقليت حاكم با بريز و بپاش هاي سرسام آور منابع مادي و معنوي كشور كه براي ملت بود  صرف تمايلات آني خودشون مي كردند.

مردمی که تلاش کردند که کشور در چارجوب دستورات اسلام اداره بشه امروز به سمتي رفتند كه  به دستور اكيد اسلام يعني  پرهيز از اصراف بي توجه شدند

در صورتي كه هنوزم كه هنوزه  از حافظه مردمی كه شايد سالهاي جواني شون رو پشت سر مي گذارند خاطره هاي دست و پنچه زدن با كمبود و فقر و نداري در زمان جنگ و بعد از اون پاك نشده.

همونطور كه گفتم اينكه هر سالي با هدف  نامگذاري ميشه بسيار عالي هست اما بايد به اين قسمت ماجرا هم توجه بشه كه متاسفانه با اتمام هر سال اون هدف ها به بوته فراموشی سپرده میشه..يك سال همايش هايي كه بيشتر شبيه نمايش هست برگزار مي شه تا ارگانهاي مختلف در آخر سال ليستي رو  به عنوان انجام وظيفه!براي ارائه به افكار عمومي! داشته باشند.

با تمام تفاسير و  تجربه هايي كه طي اين چند سال كسب كرديم مي شه پيش بيني كرد كه به محض پايان سال 88 پرونده اصلاح الگوی مصرف بسته بشه.در صورتي كه تغيير الگوي مصرف  در عرض يكسال صورت نمي گيره.در صورتي كه تمام برنامه ريزي ها و تصميم گيري ها فقط براي يك سال گرفته مي شه.

حالا كه اين مصرف گرايي ريشه ايي و همه گير شده چه اصراف در سطح خرد چه در سطح كلان و مردم و مسئولان ما در مقابل هجمه تبليغات هاي رنگارنگ تاب مقاومت ندارند بهتر ريشه اي با اين مسئله برخورد بشه.

به نظر من كاري كه بايد صورت بگيره اين هست ما به جاي سال اصلاح الگوي مصرف حداقل يك دهه رو به اين كار اختصاص بديم.و به جاي اينكه از بالا تصميم گيري بشه اين ميل و خواسته در بين خود مردم به وجود بياد و از طرفي به صورت ريشه اي،به تعليم كودكان پرداخته بشه.رسالت مدرسه فقط آموزش نيست،پرورش هم هست.بايد به اندازه نياز مصرف كردن رو در بچه ها دروني كرد.كه اين نسل رو به رشد وقتي به سن نوجواني و جواني رسيد يك انسان اهل ولخرجي هاي آنچناني نباشه و به جاي اون يك فردي باشه كه درست مصرف مي كنه.

تجربه ثابت كرده كه اگر مسئله اي در دوران كودكي آموخته بشه تغيير دادنش  در بزرگسالي بسيار سخت مي شه. براي مصداق هاي اين امر نيازي هم نيست راه خيلي دور بريم. تجربه اين چند سال اخير در زمينه هميار پليس كردن بچه ها به همراه انيميشن هايي كه براي همه جذاب بود تاثير مثبتي رو در همين ابتدا داشته و مطمئنا در آينده اي نه چندان دور اين بچه ها ،به افرادي تبديل مي شوند كه پايند به قانون هستند.

پس به جاي توجه به مصداقهايي كه شايد براي همگان قابل درك نيست بهتره است از خود و خانواده و كودكان شروع كنيم و از شعارها فراتر بریم و درست تر تصمیم بگیرم و برنامه ریزی کنیم.

بخوانید:

کم حرف بزنیم...محمدکاظم روحانی نژاد

درست مصرف کنیم...یدالله شاهسون

سال اصلاح الگوی مصرف...مهدی صادقی

نوشته شده توسط سميه در ساعت 13:56 | لینک  | 

سلام.

امروز جمعه 18/2/87 شهرستان تنكابن، ميزبان جناب آقاي موسوي لاري بود.

در اين سخنراني كه حدود سي دقيقه به طول كشيد ايشان به نقد از وضع موجود و عملكرد دولت نهم پرداخت و راه حل تغيير وضع موجود به وضع مطلوب را ارده خود مردم مي دانند.

بخشي از سخنان آقاي موسوي لاري:موسوي لاري در تنكابن

در دوره حضور اصلاح طلبان،با وجود مشكلات فراوان، ايران جهش بلندي در راستاي توسعه و پيشرفت داشتند.نفت در اواخر دوران اصلاح طلبي 25 دلار بيشتر نبود اما توانستيم پروژه عسلويه،بندر امام،پتروشيمي،توسعه انرژي،ساخت سد كرخه و چندين سد ديگر،كارخانجات سيمان،و نيروگاههاي مختلف طراحي و به اجرا در آورديم.

در آغاز هزاره سوم در سازمان ملل سخن ايران يعني گفتگوي تمدنها نقش بست و همه ملتها آن را پذيرفتند.و ايران جايگاه تمدن سازش را دوباره به دست آورد.

اما آيا امروز اين ملت در وضعيت مطلوب قرار دارد؟

آيا ديالوگمان با دنيا مناسب است؟آيا نمي توانيم مطالباتمان را با بيان رساتر و شيوا تر طوري كه دنيا بفهمد مطرح كنيم.

آيا تعامل با دنيا به شكل ديگري نمي تواند صورت بگيرد؟

در عرصه ديپلماسي بايد در چارچوب حكمت و مصلحت حركت كنيم.ديپلماسي ما بايد هويت ما را حفظ كند.آيا اظهار نظرهاي نمايندگان در عرصه بين الملل مصلحت ما را تامين مي كند.چرا در عرصه بين الملل با بي احترامي با ما برخورد مي كنند؟

ايشان در مورد حسن تدبير آقاي ميرحسين موسوي در زمان جنگ گفتند كه ايشان در دوران بحراني جنگ كه از همه سو تحت فشار بودند فرياد مرگ بر اسرائيل و آمريكا را سر داد در حالي كه امروزه اسرائيل در موضع ضعف قرار دارد و اين در شان ملت ما نيست كه رئيس جمهورش در كنفرانس هاي بين المللي در اين زمينه مورد اهانت قرار گيرد.

همچنين ايشان با ارائه چندين آمار اوضاع اقتصادي نا اميد كننده دانستند.

ايشان گفتند نفت يك سرمايه است و بايد تبديل به سرمايه بشود.اگر سرمايه را بفروشيم نسل هاي آينده از ما طلبكار هستند.نفت بايد تبديل به زير ساخت شود.چرا با سوء تدبير در اين چهار سال درآمد هاي نفتي تبديل به زيرساختها نشد؟

در اين چهار سال در آمد سيصد ميليارد دلاري نفت به خزانه وارد شد.آيا اين وضع مطلوب است.آيا شان ملت ما اين است. چرا به جاي كار افريني به مردم صدقه مي دهند؟

در سال 86 بيش از 50 ميليارد دلار واردات داشتيم.در بازار مصرف اجناسي مثل ميوه،برنج وارد كرديم.كه اين در شان ملت ايران نيست.

چرا ايراني كه ظرفيت بالندگي دارد به گونه اي شود كه سرمايه هاي ما تبديل به سيب زميني بشود؟

در سال 82 بعد از 40 سال جشن خودكفايي گندم گرفتيم ولي در سال 87 شش مليون تن گندم وارد كرديم.

آيا ظرفيت هاي ايران به شكل صحيحي مورد استفاده قرار گرفته است؟

وقتي ساختارهاي تصميم سازي و تصميم گيري در يك شب منحل مي شود و ظرفيت هاي كارشناسي در زمينه هاي سرمايه گذاري كشور مورد استفاده قرار نمي گيرد آيا اين نشان دهنده سوء تدبير نيست؟

ايشان در جمع بندي سخنان خود گفتند:يك شبه نمي توان همه چيز را اصلاح كرد اما مي توانيم پيمان ببنديم كه نگذاريم شرايط بدتر شود.بايد به برنامه سالاري برگرديم و به سمتي برويم كه مديران با برنامه حركت كنند و به جاي تصميمات آني تصميمات كارشناسي بگيريم.بايد بر روي اصل تغيير متمركز شويم...

پ.ن.1...اين جلسه بدون پرسش و پاسخ انجام شد اما در آخرين لحظات تونستم يه سوال از ايشون بپرسم كه در نظر آقاي ميرحسين موسوي، ايران سال 1392 كجاست؟ايشون پاسخي كه به من دادند همين يك جمله بود.ايشان مي خواهند جلوي تخريب بنيان ها را بگيرند.

نوشته شده توسط سميه در ساعت 20:54 | لینک  | 

تو اين آشفته بازار انتخابات رياست جمهوري من واقعا از كار اصلاح طلب ها در عجبم.از اين چند حرفي هاي متناقض.براي من اين علامت سوال درست شده واقعا اصلاح طلبي يعني چه؟آيا پيش قراولان چپ كه لباس اصلاح طلبي به تن كردن به تعريف واحدي از اين واژه رسيدن كه هر كسي اصلاح طلبي رو   تفسير به راي مي كنه؟.البته اين فقط مشكل همين يك كلمه نيست كلا خلا تعريف مشترك در ادبيات سياسي ايران هميشه وجود داره و داشت و حالا حالا ها ادامه خواهد داشت.

اما روي سخن ما با نامزدهاي احتمالي جناح چپ در انتخابات دهم رياست جمهوري هست كه شديدا مصر هستند كه حتما تو انتخابات حضور داشته باشند. جناب آقاي كروبي،جناب ميرحسين موسوي و سيد محمد خاتمي" واقعا هدفتون از اصلاح طلبي چيه؟ بهتر نيست از اين واژه فراتر بريد.شما سه نفر كه پرچم اصلاح طلبي را بلند كرديد گويا تنها نقطه مشترك بيتون همين واژه اصلاح طلبي شده.

اصلا به اين فكر كرديد اگر شما سه نفر بخواهيد وارد انتخابات بشيد تكليف مردم چيه؟

زير سوال بردن و رد كردن همديگر خاصيت شعارها و تبيلغات دوران انتخابات محسوب مي شه. اصلاح طلب ها چنين چيزي را مي خواهند.؟بهتر نيست كه اصلاح طلب ها به جاي نمايش هاي سياسي به يك اجماع برسند، لطفا به يك حرف و هدف مشترك بسيد و مردم را در موقع انتخابات دچار سردرگمي نكنيد و از طرفي نذاريد راي شكني بشه. چون در نتيجه چنين وضعي  از همين الان مشخص مي شه كه رئيس جمهور دولت نماينده دست راستي هاست.  

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط سميه در ساعت 17:20 | لینک  | 

يازده سال پيش من ده ساله بودم.اما آخرين روزهاي 9سالگي ام عادي نبود.يعني قرار بود هيچ چيز عادي نباشد.انگار خانه،كوچه،خيابان،شهر، بزرگتر شده بود.

خرداد بود.فصل امتحان.نه آن امتحان هميشگي بچه مدرسه اي ها!اينبار قرار بود خانه، كوچه، خيابان شهر همه امتحان بدهند.بي هيچ حسادتي همه به هم كمك مي كردند.چون قول داده بودند اگر امتحان را خوب پس بدهند يك آقا معلم مهربان و زيبا بيايد.

روي در و ديوار شهر عكس آقا معلم را چسبانده بودند.عكسش عطر ياس مي داد.

خرداد بود.اينبار پدرها و مادر ها در اضطراب بودند.بچه ها شاد بودند.دستها به سمت آسمان بود.موعد امتحان دوم خرداد بود.دوم خرداد يازده سال پيش.

خانه،كوچه،خيابان،شهر، امتحان دادند.امتحاني بي تقلب.همه صادق و روشن!

خيلي زود نمره ها آمد... خانه،كوچه،خيابان،شهر شنيدند كه نمره شان 20 شده.

چقدر شاد بودند..چقدر روزها روشن بود.چقدر نگاه ها سبز بود. چقدر خانه،كوچه،خيابان،شهر بزرگ شده بودند.

بعد از آن آقا معلم آمد.آقا معلم مهربان،زيبا،صبور،آقا معلمي كه فلك نمي كرد،آقا معلمي كه هميشه مي خنديد...آقا معلمي كه مي شد با او جاري شد...

اما...

اما آقا معلمي كه فقط هشت سال مي توانست بماند..آقا معلم رفت...اما آقا معلم نگران بود...آنقدر نگران كه دوباره برگشت...نگران بچه هايش بود.

فك كنم بايد دوباره خانه،كوچه،خيابان،شهر بزگتر شود!فك مي كنم اينبار نوبت ما بچه مدرسه ايي هاي يازده سال قبل باشد.حالا ما بايد نمره بيست بگيريم...بايد دوباره آقا معلم را بياوريم سر كلاس...

خودت را آماده كن...خرداد امتحان داريم....

 

نوشته شده توسط سميه در ساعت 13:40 | لینک  | 

سلام

به  سلامتي آقاي مورالس به ايران تشريف آوردند.و انقدر از ديدن شركتهاي خودروسازي ما مشعوف شده بودند كه به نظر مي رسيد عنقريب ايشون به ديار باقي سفر كنند.و خواستار صادرات خودرو به حيات خلوت امريكا شدند.

اما اين آقاي متعجب در جايي هم فرمودند كه رئيس جمهور و ملت ايران را به خاطر اين همه پيشرفت تحسين مي‌كنم.!!! و در جايي هم گفتند اولين باره كه مي خوان با دولت ايران رابطه سياسي برقرار كنند.

ما هم كه بسيار خوشحاليم كه حيات خلوت امريكا رو بهم زديم و داريم صنايع و ارزهامون رو سرازير به منطقه آمريكاي لاتين مي كنيم.

اما به اميد روزي كه روساي جمهوري به ايران سفر كنند كه خودشون چند قدمي از ايران جلوتر باشند نه اينكه ما دستشان را بگيريم و پا به پايشان ببريم.

نوشته شده توسط سميه در ساعت 5:58 | لینک  | 

روزهایی که گذشت برگزاری اجلاس عدم تعهد در صدر خبرهای مهم بود.. جنبشی که دارای 118 عضو هست به معنای دیگر تعداد خیلی زیادی از کشورهای جهان را در بر می گیرد که ترکیبی از کشورهای جهان سومی است.

به لحاظ تاریخی این جنبش برای مباره با استعمار از سال 1955 در باندونگ آغاز به کار کرد و موجب شد که در دهه 70 تعداد زیادی از کشورها از یوغ استعمار گران خارج بشود.در ابتدا که اهداف تعیین شده مشخص بود  و همچنین وجود منافع مشترک  عزم کشورها برای رسیدن به آن اهداف جزم شده بود.

یکی از اصول مهم یا مهمترین اصل برای عضویت در  عدم تعهد عدم سر سپردگی به بلوک شرق و غرب در دوران جنگ سرد بود.که اغلب حس ناسیونالیستی و هدف مشترک می توانست به موفق بودن فعالیت ها کمک کند اما در همان زمان هم شوروی و امریکا در پی ایجاد تفرقه در بین اعضای جنبش بود.

اما امرزه شاهدیم که به مرور زمان این جنبش دچار رکود شده و مشکلاتی که از همان ابتدا به آن توجه نشده بود در حال نشان دادن خود است.یکی از مشکلات ریشه ای این جنبش نبود ضمانت اجرا و ارائه کردن قطعنامه و بیانیه های صرف است که کشورهای عضو خود را متعهد به انجام آن نمی دانند.و بیشتر در پی دستیابی به اهداف ملی خودشان هستند. البته باید به این نکته توجه کرد که قدرتهای جهانی به نحوی سعی در کارشکنی میان اعضا دارند.

از طرفی ساختار متنوع کشور های عضو هم یکی دیگر از مشکلات است. همسو کردن کشورهایی با ساختارهای متفاوت اقتصادی،نظام های متفاوت سیاسی،تفاوت های فرهنگی و اجتماعی کار بسیار سخت و دشواری ست.از سویی تعداد زیادی از کشورهای عضو وابستگی شدیدی به قدرتهای بزرگ مخصوصا امریکا دارند.

به همین دلیل برگزاری اجلاس عدم تعهد صرفا یک گردهمایی تشریفاتی ست به همین دلیل کمتر می تواند نقش فعالی در مناقشات و موضوعات مهم بین المللی داشته باشد.

اما سوالات دیگری هم مطرح است از جمله:

پس از پایان جنگ سرد که بلوک بندی ها از بین رفت عدم تعهد به کدام بلوک مطرح است؟

سوالات دیگر در مورد این کشورها این است

پس از فروپاشی شوروی و تبدیل شدن امریکا به یک ابرقدرت و امروزه هم که شاهد یک نظام چند قطبی هستیم آیا این سازمان تغییری در اهداف خود داده و اهداف خود را به روز کرده؟

آیا سازمان نیازهای جدید خود را شناسایی کرده است

آیا بین کشورهای عضو همگرایی وجود دارد؟

آیا در دنیایی که که تعهد و پایبندی به معاهدات حرف اول را می زند عدم تعهد می تواند کار آمدی داشته باشد؟

 

نوشته شده توسط سميه در ساعت 18:7 | لینک  | 
 

http://tbn0.google.com/images?q=tbn:ZDS_JzFi24Ew8M:http://i31.tinypic.com/9u3g9y.jpg http://tbn0.google.com/images?q=tbn:aL8sT3Zgs3OA4M:http://sobhnews.com/wordpress/wp-content/uploads/2007/11/20050826001905502.jpghttp://tbn0.google.com/images?q=tbn:ZDS_JzFi24Ew8M:http://i31.tinypic.com/9u3g9y.jpg داغ کن - کلوب دات کام